حرف من

زندگی من و تو به هم بسته است.چقدر دوستم داری!
از نگاهت پیداست.
من ولی نمی تونم محبت هاتو جبران کنم.برات فقط زحمت ایجاد کردم.
نمی زارم راحت بخوابی یا مثل گذشته به زندگیت توجه کنی.
تنها وقتی تمومه توجهت معطوف به من هست آروم می گیرم.
وقتی نگاهت رو به چشمام می دوزی؛زیباترین لحظات زندگیم رقم می خوره.
فقط خواهشی از تو دارم:لطفا بند قنداقمو رو کمی شل تر ببند!

دنیای من

دنیای من دنیای خوبی نیست
دنیای بی دستای تو مفته
شاید نمی دونی ولی اینجا
هرشب یکی یاد تو می افته
هرشب یکی یاد تو می افته
من با توام؛تنها نمی مونم
هرشب مرور میکنم؛هرشب...
می شینم و تاریخ می خونم
غیر از دوتا دیوار و چن تا در
چیزی از این بیغوله باقی نیست
رفتی و حالا خوب می فهمم
هیچ اتفاقی اتفاقی نیست
از زندگی سر رفتم و هر روز
جون می کنم اما نمی میرم
غیر از همین که خیلی دیوونم
من چیزی و گردن نمی گیرم
تاوان عاشق بودن و دادم
هر لحظه مردم توو خودم؛کم نیست
من با گذشته زنده ام؛بس کن
من چیزی از آینده یادم نیست
می سوزم از بس خودخوری کردم
رفتی و حال زندگیم اینه
هرشب همین آش و همین کاسه س
من چند ساله زندگیم اینه
افتادم از چشمات و خندیدی
بعد از تو با گریه خوشی کردم
اون آدم دیوونه آخر مرد
من چند ساله خودکشی کردم
می میرم از بس زندگی سخته
مردن برای مرده ها ساده س
می میرم و این اتفاقی نیست
تابوت من چند ساله؛آماده س

نگرانم نباش

سلام پسرم:

من از دور دست ها نگات می کردم.پسرم!دوباره اون مسعله ریاضی رو اشتباه حل کردی.

 امیدوارم شب جمعه آینده که میام بیشتر یاد گرفته باشی.

راستی پول تو جیبی یه هفته رو که جمع می کنی برای خیرات من؛هرچی دلت می خواد برای خودت بخر.این طوری من خوش حال ترم..


گاهی اوقات یه چیزایی می نویسم که خودم خیلی تحت تاثیرش قرار می گیرم.

پدر

در حیاط رو باز کرد.نگاهی به پشت سرش انداخت.اشک توی چشم های سالخورده پیرمرد بی تابی می کرد.

از اون نگاه مهربون چشم برداشت.داشت زیرلگدهای افکارش له می شد:

رفتن.....دلتنگی....آینده....پیشرفت....ماندن...پدر...ماندن...پدر....

صدای بستن در؛سکوت رو فراری داد.چشم های دلتنگ پیرمرد رو بوسید و آروم زمزمه کرد:....پدر


از عشق فاصله می گیرم.

میخوام از عشق فاصله بگیرم:

گاهی اوقات به این فکر میکنی یکی میگه میخوادت ولی فقط حرفه؛ شبا چکش میکنی در حال چت با یارشه.

توی دنیای ما اگر عشق دو طرفه باشه وقتی دلت میخواد باشه هست؛وقتی دلت میخواد حالتو بپرسه هست؛

وقتی میخوای وقتی صفحه گوشیتو روشن کردی smsاونو فقط ببینی هست؛ولی خیلی ها هستن این ادعا رو 

دارند که میخوانت ولی این چیزایی که گفتم رو نمی بینی و خیلی چیزای دیگه خیلی چیزایی که دل سنگو می 

شکنه...پس از عشق فاصله می گیرم؛عشق که زوری نمیشه؛عشق باید خودش بیاد و به دلت بشینه گاهی 

هم می شینه حسش ولی خود طرف نمی شینه یعنی خودش کاری میکنه که نشه....پس ای عشق تورو می

 سپارم به عشق جدیدت که خیلی زود مال اون میشی..بیخیال توی شناسنامه من از اول نوشتن ملقب به

 تنها محکوم به تنهایی....برو پشت و سرتو نگاه نکن مطمعن باش بهتر از من در انتظارته....فقط مواظب خودت باش.


این دلنوشته رو به درخواست یکی از کاربران نوشتم.

کتاب های گذشته رامین پازوکی

برای دیافت هر کدام از کتاب ها اسم کتاب رو به همراه ایمیلتون قرار بدید(خصوصی)

تا کتاب رو براتون ارسال کنیم اینم هدیه به شما عزیزان......می تونید کتاب های گذشته ی

من رو که قبلا منتشر شدن بخونید.

احساس این روزام

اشک خوشبختی

خسته م

طرح چشماش

کوچه ی خاطره

تلگرام

خاصیت عشق

مرز نگاهم

 


 

مهر باطل

شناسنامه

نه دیگه منتظرم که برگردی

نه میشه تورو فراموش کنم

حالا که کاری به کارم نداری

بهتره گوشیمو خاموش کنم

من به دیدن تو عادت کردم

ولی دوس داشتنم از عادت نیست

همه حسرتم همینه که چرا

اسم من توی شناسنامت نیست

می دونی؛حتی به فکرم نرسید

که یه روز بغض کنم با خندت

من که مردم واسه تو پس خوبه

گورم و گم کنم از آیندت

من احمق و همه می شناسن

همه چشماشون و روم می بندن

تو خودم غرق میشم از گریه

در و دیوار بهم میخندن

نمی خوای چیزی بمونه بینمون

نمی خوام عشقت و دنبال کنم

دو سه تا عکسه که تصمیم دارم

به نشونی تو ارسال کنم

من که مردم واسه تو پس خوبه

خاطره های من و خاک کنی

حالا که کاری به کارت ندارم

بهتره شمارم و پاک کنی.......


تقدیم به............

هق هق

صدای هق هق کی امشبم

سکوت این کوچه رو پس زده

بازم یک نفر رفته و 

یکی پشت سر بهتش زده

تو تاریکی شب دوتا چشم خیس

به یه قاب شکسته زل زده

چقدر این قصه تکراریه

بازم یه نفر زیر قولش زده

یکی سخت دل میده و

یکی ادعای جنون می کنه

کی می دونه کی عاشق تره

کی می تونه یک روز ترکت کنه

چه قانون بد یمنیه زندگی

کدوم منطقی می شه باور کنه

همونی که زخم می زنه بهت

فقط می تونه خوبت کنه

                                                                             دوستان به دلیل اینکه ترانه ها کپی نشه ترانه های قبلی رو برداشتم

نقد های بی مورد

سلام امیدوارم حال همگی خوب باشه.لازم دونستم یه صحبتی داشته باشه با اون افرادی عادی که میان

ترانه های من یا دیگر افراد رو نقد می کنند و ایرادات الکی می گیرند.

عرضم به حضور گلتون که روزانه کلی آهنگ منتشر میشه اگر از صد نگاه کنیم پنجاه تای ترانه اونا ایراداتی

هرچند کوچیک دارند؛یا بوده کتابی منتشر شده کلی ایراد وزنی داشته یا بقول خیلی هاتون قافیه و ردیف

ولی با تمام این حرفا کسی چیزی نمیگه.چرا چون گاهی این غلط نویسی ها دلایلی داره یکی از این دلایل

اینه که اگر ترانه ای بدون ابهام نوشته بشه و در اینترنت قرار بگیره هستند کسانی که ترانه رو بدون اجازه

بردارند و با کمی تغییر تبدیل به آهنگ کنند به اسم خودشون..و گاهی اوقات هم اختیارات ترانه سرا هست.

اینکه شما می آیید نقدی می کنید نقد باشه نه سلیقه ای اکثر افرادی که ایراد می گیرند از روی سلیقشونه

چند روز پیش خانومی به کامنت های پست آخر ایراد گرفته بود که دوستات ترانه برام نوشته بودند و از ترانه های

کسایی ایراد می گرفت که برای خودشون استادی هستند و من پیش اون عزیزان شاگرد کسی که 60سال کارش

ترانه و شعر بوده....دیگه ترانه رو لطفا به سبک قدیم نبنید روز به روز تکنیک های جدید میاد تکنیک هایی که دست

ترانه سرا رو باز میذاره که حتی شعر بدون وزن بنویسه اما با ریتم که قشنگ هنگام خوندن روی زبون بچرخه....

و جدیدا هم ترانه سراهای جدیدمون زیاد دنبال وزن نیستند بیشتر ترانه ها رو روی ملودی می نویسند و دارای ریتم

میشه برای همین یا باید ترانه وزن داشته باشه یا اگر نداشت ریتمی داشته باشه که طرف موقع خوندن دچار

این نشه اینجاش خوب نمی چرخه در دهان...یا توی ماجرای قافیه دخالت نکنید ماجرای قافیه یه ماجرای سلیقه ای

هست و خیلی کلمات بهم می خورند حتما نباید ترانه سرا اونی رو که شما دوست دارید نوشته باشه...و من

هم امتحانامو پس دادم و کسی اگر از کارم ایراد می گیره حاضرم رو در رو بشینم باهاش راجب ترانه بحث کنم

و بهش ثابت کنم اشتباه میکنه نقد رو می پذیرم اما نه سلیقه رو کلا توی دنیا نداریم ترانه ای بدون نقص باشه

خیالتون راحت....یک جاهایی دیگه واقعا نمیشه کاری کرد مثلا دوتا کلمه هم قافیه بهم بخورن بنابراین منصفانه

نگاه کنید.....خیلی از ترانه سرای جدیدی که اومدند با وزن اصلا آشنایی ندارند و فقط ترانه هاشون زیبایی خاص قافیه

داره و ریتم زیبا و اکثرا ترانه های هجایی هستند....و وقتی این سه فاکتور باشه خواننده حتما ترانه ی شمارو میخونه

دیگه نمیاد به وزن توجه کنه ترانه ای که دارای ریتم و قافیه عالی باشه رفته برای اجرا پس زیاد درگیر وزن نشید بیشترسعی کنید

ترانه هاتون روی ریتم و ملودی باشه که وقتی کسی میخونه حس کنه اینو عه این شعر و ترانه یه ریتمی دارها....یا سعی کنید

روی ملودی پیانو ترانه بنویسید این کارا ارزش داره.ببخشید واقعا زیاد شد حرفا ولی درجواب بی احترامی اون شخص باید این حرفارو

می نوشتم ما کارمون رو بلدیم همه بلدن در زمینه کاری خودشون هرکسی زرنگه خودشو ببره بالا نه وقتش صرف تخریب دیگران کنه

اونم غیرمنصفانه.همه ترانه سرا هستند فقط لازمش ریتم و قافیه و ردیف خوب و جرات نوشتن خیلی ها بلدن کارو جرات نوشتن ندارن.

دوستون دارم زیاد

تورو دیدم اون بیرون که داشتی گریه می کردی

دلم می خواست برگردم یه فکر دیگه می کردی

می خواستم که برم کم کم؛ نه درگیر تر هم شم

ولی چشمات یه حالی داشت؛می ترسیدم مقصر شم

اگر زیبایی را آواز سر دهی، حتی در تنهایی بیابان، گوش شنوا خواهی یافت.

فکر کردن بسیار آسان است و عمل کردن بی‌نهایت دشوار. هیـچ چیـز در زندگـی مشکل‌تر از این نیست که انسان افکار خود را به عرصه عمل بگذارد.

اسامی کتاب های رامین پازوکی

کتاب های منتشر شده رامین پازوکی
1-نرو
2-ازتو دست نمی کشم
3-به کی بگم عاشقتم
4-مخاطب خاص
5-جمعه های بارونی
6-چهارسال گذشت
7-کوچه های بچگی
8-

صفحات رامین پازوکی

طبقه بندی موضوعی

کتاب های جدید

پیوندهای روزانه

خلاصه آمار

سخن روز

افکار خلاق به منزله پله نردبان یک شغل است با تفکر خلاق می توانیم به صعود پردازیم هرچه پله نردبان بیشتر باشد، صعودمان هم بیشتر خواهد بود.

ابزار وبمستر

ابزار وبمستر